شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زآتش عشقت علم زد رشته جانم چو شمعاشک شد یکسر تنم وز دیده می رانم چو شمع
۲
اینچنینم کآتش عشق تو در دل خانه کردخواهد آخر سر برآورد از گریبانم چو شمع
۳
بر امید بوی تو یا پرتوی از روی توروز در باغم چو گل شب در شبستانم چو شمع
۴
امشب ای صبح سعادت چند سوزم بی رختروی بنما تا به رویت جان برافشانم چو شمع
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth