شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عمرها آن که به سویم گذری داشت دریغتند بگذشت و ز حالم نظری داشت دریغ
۲
می پرد روح به امید لب بام ویموه که بخت از تن من بال و پری داشت دریغ
۳
من به وصف لب او طوطی شکرشکنمنه کرم بود که از من شکری داشت دریغ
۴
منم آن عاشق مفلس که سپهر از گوشمحلقه خدمت زرین کمری داشت دریغ
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth