خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۰۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به خود گمان من آن بود در بدایت عشقکه کوس ملک زنم زود در ولایت عشق
۲
دریغ و درد که هم در میان فرو رفتمندیده بارقه لطفی از نهایت عشق
۳
ز کارخانه عشقم جز این نصیبی نیستکه بر زبان گذرد گه گهم حکایت عشق
۴
حقوق عشق رعایت چنانچه می بایدنیافت زین بود از عاشقان شکایت عشق
صفحهٔ ۱ از ۲