شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۱۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
مراست بی رخ تو شادیی به غم نزدیکشبی و روزی در تیرگی به هم نزدیک
۲
شب فراق تو از حد گذشت کی باشدکه آید این شب محنت به صبحدم نزدیک
۳
برست ز آفت امساک زهد هر که نشستز خم باده به سرچشمه کرم نزدیک
۴
مناز گو شه دوران به جام جم که بودسفال میکده ما به جام جم نزدیک
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth