خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۲۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده پر نم ز غم زمزم و بطحا دارمدیدن کعبه بدین دیده تمنا دارم
۲
راویه چشم تر و زاد غم و راحله شوقبهر این ره همه اسباب مهیا دارم
۳
خار پایم شده خاک وطن ای کاش کندناقه خار کن این خار که در پا دارم
۴
تن من خاک عجم جان و دلم مرغ حجازتنم اینجاست ولی جان و دل آنجا دارم
صفحهٔ ۱ از ۳