خلوتی با مولانا
بخش ۱۷۰ - افتادن رکابدار هر باری پیش امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه کی ای امیر المؤمنین مرا بکش و ازین قضا برهان
دفتر اول
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
باز آمد کای علی زودم بکشتا نبینم آن دم و وقت ترش
۲
من حلالت میکنم خونم بریزتا نبیند چشم من آن رستخیز
۳
گفتم ار هر ذرهای خونی شودخنجر اندر کف به قصد تو رود
۴
یک سر مو از تو نتواند بریدچون قلم بر تو چنان خطی کشید
صفحهٔ ۱ از ۳