خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۳۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای پیک دوست پیش آ کت دست و پا ببوسمدستت جدا بگیرم پایت جدا ببوسم
۲
روی تو دیده چشمش روی تو را ببینمچشم تو دیده رویش چشم تو را ببوسم
۳
نامه به دست داری از کار رفت دستمبگشای تا ببینم پیش آر تا ببوسم
۴
چشمش برآن فتاده دستش به آن رسیدهدیده بر آن بمالم هر لحظه یا ببوسم
صفحهٔ ۱ از ۲