خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندیدم از دو چشمت شوختر چشمبرند از مردمان دل چشم در چشم
۲
بود خاک درت کحل سعادتمکن آن سرمه را ضایع به هر چشم
۳
مرا با گریه اندوه کار استز اشک شادیم کم گشته تر چشم
۴
گل رعنای این باغی چه داریچو نرگس از خسان بر سیم و زر چشم
صفحهٔ ۱ از ۲