شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۳۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به ترک عاشقی ای پندگو مده پندمدلی که بگسلم از عشق با چه پیوندم
۲
ز عمر رفته مرا نیست حسرتی چندانجز آنکه عمر نه در عشق رفت یکچندم
۳
به طعن نام سگی می نهد رقیبم داغخوشم به داغ سگی چون تویی خداوندم
۴
تو تیغ در کف و من زیر تیغ تو از ذوقچو زخم عرقه به خون لب گشاده می خندم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth