شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۴۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دانی که چیست بر رخم این اشک لاله گونعشقت چکاند از دل من قطره های خون
۲
خون دلم ز آتش توست آمده به جوشآتش چو تیز گشت ز سر می رود برون
۳
آتش ز آب کشته شود وین عجب کز اشکهر لحظه زنده تر شودم آتش درون
۴
چشم من از خیال لبت اشکریز هستپر می صراحیی که فتاده ست سرنگون
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth