شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۵۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تیغ مژگان را به خون عشقبازان تیز کنغمزه را در قتل پاکان خنجر خونریز کن
۲
با چنین شکل پر آشوب آ برون یک بامدادشهر را درمانده غوغای رستاخیز کن
۳
تلخ کامم از ترشرویی تو بهر خدازان دولب یک خنده شیرین شورانگیزکن
۴
زاهدا گر بار خواهی در صف دردی کشانسبحه بفکن وز سبوی باده دست آویز کن
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth