خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۵۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ساغر مه نو باشد خالی شده مپسند آنناگشته مه نو پر نوری ندهد پنهان
۲
نشکفت دلم تا تو بر من ندمیدی دمبی باد بهار اری غنچه نشود خندان
۳
عشق تو خلاصم کرد از بند خردمندییاد تو فراغم داد از پند خردمندان
۴
زان ابروی پر چینم چندان ترشی دادیکز سیب زنخدانت شد کند مرا دندان
صفحهٔ ۱ از ۲