خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۵۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای در دهن تنگت جلاب شکر پنهاندر سنبل شبرنگت برگ گل تر پنهان
۲
سی و دو بود آن لب هرگه به شمار آرییعنی که بود در وی سی و دو گهر پنهان
۳
با هرکه دوچار افتی کام دو جهان یابدشبها که به گشت آیی از خانه بدر پنهان
۴
گفتی که بگو پیدا سری ز میان مننیمیست ز موی آن هم در زیر کمر پنهان
صفحهٔ ۱ از ۳