خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۶۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خوش آنکه در چمن ای نازنین تو باشی و منبه پای سرو و سمن همنشین تو باشی و من
۲
نشسته بر سر سبزه به روی ساغر میفشانده برگ گل و یاسمین تو باشی و من
۳
ز عکس اشک من و لعل تو درآب روانبه طرف جوی می و انگبین تو باشی و من
۴
ز بس که از کف هم خورده جام مالامالنه عقل مانده به جای و نه دین تو باشی و من
صفحهٔ ۱ از ۲