خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۶۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عجب در عربدهست امروز با من ترک مست منگریبانم به دست او و دامانش به دست من
۲
منم پر سرو و گل باغی ز فکر قد رخسارشکه باشد تیر طعن عیبجویان خاربست من
۳
به دارم سر بلندی داد آن نخل جهان آراچه عالی شد ببین ز اقبال عشقش قدر پست من
۴
مرا شد عمر شست و ماهی آن ساعد سیمیننیفتاد اندرین گرداب غم هرگز به شست من
صفحهٔ ۱ از ۲