شعر را زندگی کن
خلوتی با جامی

شمارهٔ ۲۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زلفت که رفت رونق مشک سیاه ازومشکین شود نفس چو برآریم آه ازو
۲
دارد دل از عنایت تو چشم یک نگاهچندین مدار چشم عنایت نگاه ازو
۳
این مهر نیست ماه رخت کرد جلوه ایعکسی گرفت آینه صبحگاه ازو
۴
زندان اهل دل بود این کاخ زرنگارخوشوقت عارفی که بدر برد راه ازو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth