خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شده روی زمین زیر زمینم بی توروی بنما که عجب بی دل و دینم بی تو
۲
نه تو را رحم که یکجا بنشینی با مننه مرا صبر که یکدم بنشینم بی تو
۳
چون روم طوف کنان روز فراقت به چمنجز گل حسرت و اندوه نچینم بی تو
۴
بر سر راه تو بیمار فتم بو که ز دوربینی از گوشه چشمی که چنینم بی تو
صفحهٔ ۱ از ۲