خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۷۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو پریرویی و عالم ز تو پر دیوانهنیست خالی ز تمنای تو یک فرزانه
۲
نیست همتای تو کس قیمت خود را بشناسکه تویی درج فلک را گهر یکدانه
۳
شانه را چند دهد زلف تو مشاطه به دستشانه از دست برون بادش و دست از شانه
۴
خانه دولت جاوید بود منزل تونه به فرق سر ما پای ز دولتخانه
صفحهٔ ۱ از ۲