خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۸۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شنیده ام که ز من یاد می کنی گاهیخوش آن گدا که گهی یاد او کند شاهی
۲
به ذوق چاشنی این لطیفه پی نبردجز از حقیقت اسرار عشق آگاهی
۳
به جهد خود بسی احرام آن حرم بستمولی چه سود که ننمود دولتم راهی
۴
ندارم از تو نصیبی جز اینکه هر ساعتگشایم از مژه اشکی کشم ز دل آهی
صفحهٔ ۱ از ۲