خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۹۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز ای شوخ سوی خسته دلی دیدی نیحال عشاق جگرسوخته پرسیدی نی
۲
مرد صد تشنه به خاک رهت ای آب حیاتقطره ای بر لب یک تشنه چکانیدی نی
۳
لطف رفتار تو را هست هزاران کشتهبه سر تربت یک کشته خرامیدی نی
۴
بود گشتن ز ره و رسم وفا قاعده اتبهر یک بیدل ازین قاعده گردیدی نی
صفحهٔ ۱ از ۲