خلوتی با جامی
شمارهٔ ۲۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم به کنج خرابات عشق شیفته حالیشراب جرعه دردی قدح شکسته سفالی
۲
نه بر سرم ز کریمان دهر منت لطفینه بر دلم ز لئیمان شهر گرد ملالی
۳
به فرق من ننهاده قضا عمامه جاهیبه نام من ننوشته قدر وظیفه مالی
۴
به نیکوان ز جهان کرده ام قناعت و زیشانز حاضران به نگاهی ز غایبان به خیالی
صفحهٔ ۱ از ۲