خلوتی با جامی
شمارهٔ ۱۰ - مرثیه خواجه عبیدالله قدس الله تعالی روحه
قصاید
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
موج زن می بینم از هر دیده طوفان غمیمی رسد در گوشم از هر لب صدای ماتمی
۲
اهل عالم را نمی دانم چه کار افتاده استاینقدر دانم که در هم رفته کار عالمی
۳
زاشک محتاجان به هر سو سایلی بین غرق خونکز بسیط مکرمت طی شد بساط حاتمی
۴
راستی را بود پشت از دوری او دور نیستگر به پشت راستان افتد ز بار دل خمی
صفحهٔ ۱ از ۲