شعر را زندگی کن
خلوتی با عرفی

شمارهٔ ۴۸ - تجدید مطلع

قصیده‌ها

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز فیض گلشن روی تو چون شود آگاهکه سوزد آتش حسن تو بال مرغ نگاه
۲
چه سود از اینکه ز شوق لبت شدم همه جانچنین که آتش سودای دل بود جانکاه
۳
بروی رحم به آنگونه بسته ای در دلکه شوق کشتن من در دلت ندارد راه
۴
چو گیری آینه در کف ز شوق عارض خویشازآن کرشمه نرگس وز آن فریب نگاه
صفحهٔ ۱ از ۶
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth