خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۶۱ - در حق دلبر کاتب گفته
شهرآشوب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا بدیدم که شد از دست تو ای جان پدرقلم چون زر بر کاغذ چون سیم روان
۲
من به امید وصال تو به کردار قلملاغر و زرد و نوان گشتم و گریان و دوان
۳
من بسان قلم ار روزی فرمان دهیمبه سر خود چو قلم گردم پیش تو روان
صفحهٔ ۱ از ۱