خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۶۰ - صفت یار روزه دار بود
شهرآشوب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای بت شکر لب شیرین دهانخوبتر از عمری و خوشتر ز جان
۲
روزه همی داری مردم کشیراست نیایند به هم این و آن
۳
هر چه تو را دارد از روزه سودداردت از کشتن عاشق زیان
صفحهٔ ۱ از ۱