خلوتی با مسعود سعد سلمان
شمارهٔ ۷۲ - دل دلدار چو مغناطیس است
شهرآشوب
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای خجسته بر چو سیم تو راتیغ بدریده غیبه جوشن
۲
آنکه شمشیر زد همی گه جنگقصد زحمت نکرد گاه زدن
۳
دل تو هست سنگ مغناطیسبه سوی خویش می کشد آهن
صفحهٔ ۱ از ۱