خلوتی با مولانا
بخش ۸۹ - قصهٔ جوحی و آن کودک کی پیش جنازهٔ پدر خویش نوحه میکرد
دفتر دوم
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کودکی در پیش تابوت پدرزار مینالید و بر میکوفت سر
۲
کای پدر آخر کجاات میبرندتا تو را در زیر خاکی آورند
۳
میبرندت خانهای تنگ و زحیرنی درو قالی و نه در وی حصیر
۴
نی چراغی در شب و نه روز ناننه درو بوی طعام و نه نشان
صفحهٔ ۱ از ۱۰