شعر را زندگی کن
خلوتی با مسعود سعد سلمان

شمارهٔ ۸۱ - صفت دلبر قصاب بود

شهرآشوب

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آلت کشتن داری صنما غمزه و کاردزین دو ناکشته ز دستت نرهد جانوری
۲
تو مرا جانی و چون با تو بوم جانوریزنده گردم که ز دیدار تو یابم نظری
۳
می بترسم که مرا روزی بکشی تو از آنکجانور کشتن نزد تو ندارد خطری
صفحهٔ ۱ از ۱
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth