خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۸۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ز لوح حکمت اندیشان بگو خونین درونان راکه صدره شسته طفل اشک من چون مشق یونان را؟
۲
غبار از تربتم چون بید مجنون می کشد بالاسرافرازی بود افتادگی، طالع نگونان را
۳
چه باید کرد مشت خون خود را؟ مضطرب حالمسرافرازان نمی خواهند پامال زبونان را
۴
به بند غیر تا باشد، بود دیوانگی ناقصز موی سر بود زنجیر پا، کامل جنونان را
صفحهٔ ۱ از ۲