خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۸۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گذشته است ز گردون لوای رفعت ماگرفته روی زمین، آفتاب شهرت ما
۲
شکسته رنگی تن، کرده بر جهان روشنکه خاک زر شود از کیمیای صحبت ما
۳
فلک فکنده سپر در مصاف نالهٔ منبلند کردهٔ دست دل است، رایت ما
۴
ز قیل و قال، مرا وقت جمع تر گرددبود ز حلقهٔ مجلس، کمند وحدت ما
صفحهٔ ۱ از ۲