خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۸۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به سر گسترده دارد ظلّ عالی، خیل نازش رامخلّد باد یا رب سایه، مژگان درازش را
۲
فسون عاشقیّ ماست با خال و خم زلفشکه بازی می تواند برد، مار مهره بازش را؟
۳
قبول سجده را لازم بود، محراب ابروییبه کیش من قضا باید کند زاهد نمازش را
۴
هنوز آن شمع بی پروا، نبودش محفل افروزیکه از دل داشتم پروانهٔ سوز و گدازش را
صفحهٔ ۱ از ۳