خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۱۰۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون گرد باد حیرت، از خود رهاند ما راسرگشتگی به جایی، آخر رساند ما را
۲
خار ترم که بارم، بر دوش باغ و گلبندهقان بی مروت، بیجا دماند ما را
۳
آسایشی که دیدم، از چشم خون فشان بودمژگان تر به بالین، گل می فشاند ما را
۴
شد طفل مکتب ما، دوشیزگان معنیتا عشق سالخورده، فرزند خواند ما را
صفحهٔ ۱ از ۲