خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۱۰۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اگر بیند ز قدّت مصرع برجسته مضمون راچمن پیرا، کند از باغ بیرون سرو موزون را
۲
نمکدانی بود چون داغ من چشم غزالانشبه شور آورد تا صحرانورد ناله، هامون را
۳
از آن، گل سینه چاک انداخت خود را در گریبانشکه سازد پرده پوش عیب خود آن جامه گلگون را
۴
به صحرا هم بود، در شهر بند جلوهٔ لیلیسواد چشم آهو، تازه سازد داغ مجنون را
صفحهٔ ۱ از ۲