شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۱۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز خورشید قیامت گر کنم بالین سر خود رانسازد مستی من خشک، دامان تر خود را
۲
اگر آیینهٔ تیغم، برون از زنگ می آمدبه این گردن فرازان، می نمودم جوهر خود را
۳
فروغ من در این ظلمت سرا روشن نمی گرددکه در خاکستر افلاک، دارم اخگر خود را
۴
زلال غیرت از سرچشمهٔ حیوان بود خوش ترز خون گرم خود سیراب کردم خنجر خود را
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth