خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۱۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
نمیگوید کسی امروز چرخ بیمروت راکه تا کی میخوری چون آب، خون اهل غیرت را
۲
صف برگشته مژگانی که من سرگشتهٔ اویمچو مجنون برده از چشم غزالان خواب راحت را
۳
بود هرگوشه برپا محشر داغ نمک سودیببین در سینه من شور صحرای قیامت را
۴
فلک را فارغ از تدبیر کار رزق خود کردمگزیدم شمع سان از بس که انگشت ندامت را
صفحهٔ ۱ از ۲