خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۱۵۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
در مجلس ما خون دل است اینکه به جام استهر قطره که از دل نتراویده حرام است
۲
با جلوهٔ او در چه حساب است وجودم؟چون صبح دمد، شمع سحرگاه، تمام است
۳
تا ز آتش می، چهرهٔ زاهد نشود سرخبا او نتوان راز دلی گفت، که خام است
۴
تلقین لب لعلی جان پرور ساقیستگر ذکر دوام است و گر شرب مدام است
صفحهٔ ۱ از ۴