خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۱۵۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا تشنه به خون، نرگس مستانه ی یار استاندیشهٔ شیرینی جان، خواب و خمار است
۲
در عشق حلال است مرا چاشنی شورزخمم نمکستان شکر خندهٔ یار است
۳
از قحط سخن سنج به لب مهر خموشی استزین مردهدلان خامهٔ من شمع مزار است
۴
بر هم نزنم چشم به شبهای جداییصد شیشه ز پرگالهٔ دل بر مژه بار است
صفحهٔ ۱ از ۲