خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۱۶۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به باغ راه خزان و بهار نتوان بستبه روی بخت، در روزگار نتوان بست
۲
کنار کشت چه خوش می سرود دهقانیکه سیل حادثه را، رهگذار نتوان بست
۳
مگر کسی دهن شیشه وا کند ور نهدهان شکوهٔ ما در خمار نتوان بست
۴
شکوفه رفت و قلندروش این کنایت گفتکه برگ تا نفشانند، بار نتوان بست
صفحهٔ ۱ از ۲