شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۱۶۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
از بس که تو را خوی، به عشاق گران استبی قدر متاع سر بازار تو جان است
۲
ته جرعه ای از ناز به گلزار فشاندیزان روز، لب غنچه ز خونابه کشان است
۳
جان رفت و نکردی گذری بر سر خاکمدل خون شد و مغروری ناز تو همان است
۴
زبن پیش چنین در نظرت خار نبودمهم بزم رقیبان شده ای، این گل آن است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth