شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۱۷۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چه دولتی است که دردت نصیب جان من است!همای تیر تو را، طعمه استخوان من است
۲
تو خود به پرسش من لعل جانفزا بگشاکه قفل خامشی عشق، بر زبان من است
۳
چه شدکه دسترس سیرگلبشانم نیست؟بهار در قدم چشم خونفشان من است
۴
عنان گسسته تر از شوق لامکان سیرمسپهر بی سر و پا، گرد کاروان من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth