خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۱۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عالم تمام از رخ جانانه روشن استاز یک چراغ، کعبه و بتخانه روشن است
۲
چون آفتاب، نور می آفاق را گرفتگر کور نیستی ره میخانه روشن است
۳
دارد رواق چشم ز خون دلم چراغتا باده هست، دیدهٔ پیمانه روشن است
۴
امروز نیست بادهٔ دوشینه ات نهانبر عالمی ز دیدن مستانه روشن است
صفحهٔ ۱ از ۲