خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۱۹۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زان شراری که نهان در دل خارا می سوختشمع در انجمن و لاله به صحرا می سوخت
۲
بود از ساقی ما دوش، ز بس مجلس گرمرنگ در ساغر گل، باده به مینا می سوخت
۳
رخ ز می با که برافروخته بودی که ز رشکطرفه آتشکده ای، در دل شیدا می سوخت؟
۴
مست من کاش ز میخانه برون می آمدمفتی مدرسه را، دفتر فتوا می سوخت
صفحهٔ ۱ از ۳