شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۲۲۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صد جان به حسرت سوختی، آهی ز جایی برنخاستاز دل شکستن های ما، هرگز صدایی برنخاست
۲
نخلت کز اشک و آه من، نشو و نما آموختهمانند این شمشادبن، ز آب و هوایی برنخاست
۳
در گلشنت باد صبا،کی می کند یادی ز ما؟دیری ست کز راه وفا، آواز پایی بر نخاست
۴
از آمد و رفت نفس، آگه نمی گردد کسیزین کاروان بی خبر، بانک درایی برنخاست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth