خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گل داغ است که صحرای دلم خرّم ازوستخون گرم است که ناسور مرا مرهم ازوست
۲
هر چه از دوست رسد ناخوش و خوش، خوش باشدشربت وصل ازو، تلخی هجران هم ازوست
۳
حلقهٔ بندگی عشق به ما ارزانیکه در انگشت سلیمانی ما خاتم ازوست
۴
به که تا وعدهٔ دیدار، وفا سازد یارنگران چشم دل محرم و نامحرم ازوست
صفحهٔ ۱ از ۳