خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گنجی ست راز عشق، که دل ها خراب اوستپیمانه لفظ و معنی رنگین، شراب اوست
۲
دنبال شوخ چشم غزالی فتاده امچون آهوی رمیده، دلم در شتاب اوست
۳
دستم اگر به طرف عنانش نمی رسدخوناب اشک حسرت من، تا رکاب اوست
۴
نوش از حدیث تلخ لبش جوش می زندخون در دلم ز غنچهٔ رنگین عتاب اوست
صفحهٔ ۱ از ۲