خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۵۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تا شمع دل، افروخته بزم حضور استداغ غم عشق و سر من آتش طور است
۲
غم بر کمر مور، نهد کوه گران رادر کشور لاغربدنان کار به زور است
۳
ترسم که شوی خرج ره ای عقل گران جانپا در سفر عشق سبک دار، که دور است
۴
ترک دو جهان گوی، اگر مرد فناییسامان سبکباری این راه، ضرور است
صفحهٔ ۱ از ۳