خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۵۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دل در هوس نرگس مستانه اسیر استمرغ حرم امروز به بتخانه اسیر است
۲
چون آبله ام بود دلی در کف و اکنوندر دست تو بد مست چو پیمانه اسیر است
۳
مرغی نفتد بی طمع دانه به دامیعنقای دل ماست که بی دانه اسیر است
۴
فریاد که این مرغ دل بال شکستهدر دام سر زلف تو چون شانه اسیر است
صفحهٔ ۱ از ۲