خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۸۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ماییم و همین آرزوی یار و دگر هیچقاصد برسان مژدهٔ دیدار و دگر هیچ
۲
هر مشکلی از دولت عشقت شده آساندل مانده، همین عقدهٔ دشوار و دگر هیچ
۳
ما از طمع وصل تو در عشق گذشتیمبگذر ز هم آغوشی اغیار و دگر هیچ
۴
طرفی که من از عشق بتان بستهام این استدر خاک برم حسرت دیدار و دگر هیچ
صفحهٔ ۱ از ۲