شعر را زندگی کن
خلوتی با حزین لاهیجی

شمارهٔ ۲۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دمی که حرف وداعت به گوش می‌آیددلم به رنگ جرس در خروش می‌آید
۲
نگاه مستِ که دارد سر خرابی ماکه اشک از مژه، طوفان به دوش می‌آید
۳
ز تاب می مگر آن چهره ارغوانی شد؟که خون مشرب طاقت به جوش می‌آید
۴
عبث، چه زخمه فلک می‌زند به تار تنم؟مرا که از سر هر مو خروش می‌آید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth