خلوتی با حزین لاهیجی
شمارهٔ ۲۹۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به آیینی که ترسازاده از بتخانه میآیدنگاه از گوشهٔ آن نرگس مستانه میآید
۲
مگر افکنده لعل آبدارش از نظر می راکه اشک حسرتی از دیدهٔ پیمانه میآید
۳
به یاد لعل میگون تو، در خاک لحد ما راهمان از دیده سیل گریهٔ مستانه میآید
۴
تجلّی زار میبینم، سر خاک شهیدان رامگر شمعی به طوف مشهد پروانه میآید
صفحهٔ ۱ از ۲